تبليغاتX
یادباران
یادباران
دل نوشته های دختری از دیار باران
دلم می خواد
بعضی اوقات دلم می خواد کنترل تلوزیون را به طرفش پرت کنم و شیشه اش را خرد خاکشیر کنم یا از پنجره پرتش کنم پایین تا این همه عدالت و خدمت رسانی را نیبینم و شرمنده نشم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/16ساعت 13:48 توسط لیلا قریب |
موجودی به نام لولو!!

آخرین تصویر دریافتی از لولو (انتخاب عکس از ماهان!)

راستی شما می دونید لولو یعنی چی؟ اصلا لولو چه شکلیه؟ چرا وقتی بچه بودیم مامانامون می خواستند به ما غذا بدند، می گفتند اگه نخوری میدم لولو بخوره! یا وقتی شبها خوابمون نمی برد، می گفتند: اگه نخوابی لولو می آدا؟! هنوز هم این آقا لولو بچه های ما رو می ترسونه. پسرم بارها ازم پرسیده لولو چه شکلیه و من هر وقت یه جوری پیچوندمش. البته گاهی دست خود آدم نیست. بعضی وقتها بچه ها اونقدر آدمو حرص می دن که آدم مجبور می شه متوسل به دامن لولو بشه!!!
یادم اومد دو سال پیش یه مطلب جالبی از رادیو در این باره شنیدم:
« وقتی یک مادر ژاپنی به فرزندش غذا میده بهش میگه غذاتو بخور کوچولو، چون برای تهیه و تولید این غذا کشاورزا و آدمهای زیادی زحمت می کشند تا تو گرسنه نمونی و سیر بشی.
یک مادر آمریکایی موقع غذا دادن به فرزندش میگه عزیزم غذاتو بخور چون در خیلی از کشورها مردم گرسنه اند و هیچ غذایی ندارند بخورند. ببین تو چقدر خوشبختی که غذا برای خوردن داری پس بخور!
و اما یک مادر ایرانی موقعی که به فرزندش غذا می ده میگه عزیز دل مامان اگه غذاتو نخوری می دم لولو بخوره!!!!!
تفسیری که خانوم گوینده از این مطلب بیان کرد این بود که ژاپنی ها برای زحمت و تلاش ارزش قائلند و از همون کودکی به فرزنداشون یاد می دن که انسان ها برای بدست آوردن غذا زحمت می کشن و تلاش می کنن.
آمریکایی ها از همان ابتدا برتری خود نسبت به دیگران رو به کودکان خودشون آموزش می دن!»
ولی خانم گوینده چیزی در مورد فلسفه لولو ارائه نداد. (شاید از ترس لولو!!)

راستی حقیقت چیه؟ چرا ما ایرانی ها رو از بچگی با لولو می ترسونند؟ و چرا این لولو همیشه تا آخر عمر همراه ماست؟
نه این که بگم همیشه همین کلمه بکار میره، بلکه لولو بستگی به شرایط زمانی و مکانی و یا حتی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی  و ... ممکنه عوض بشه و حتی اسمشم تغییر کنه!
مثلاً ................. و  ................ و ...................... یا .......................
البته ببخشید که از ترس لولو مجبور شدم سانسور کنم!!  لذا در همین جا انشای خود را به پایان می رسانم!

راستی ببینم شما از لولو نمی ترسید؟ 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت 20:24 توسط لیلا قریب |
ما ایرانی ها

ما ایرانی ها  خصوصیات خوب زیاد داریم، از جمله احساساتی بودن، با غیرت بودن و مهمان نواز بودن اما متاسفانه اکثر ما ایرانی ها یک سری اخلاق و خصلت های بدی هم داریم و مربوط به قشر و طیف خاصی هم نیست از مردم عوام گرفته افراد تحصیلکرده و با سواد.

برای مثال در رقابت های انتخاباتی معمولا  اکثر  رقبا به جای این که توانمندی ها و استعدادهای خود را ثابت کنند دست به تخریب  رقیب می زنند و حتی کار به جایی می رسد که دین و ایمان رقیب را زیر سوال می برند (ترفند اخیر بعضی مقدس مآب ها) و یا حتی دست به هتک حرمت می زنند و در خصوصی ترین مسائل زندگی رقیب کندو کاو می کنند تا بهانه ای برای خراب کردن طرف مقابل بدست آورند، انگ و مارک چسباندن به دیگران یکی از مهمترین کارهایی است که خیلی ها دوست دارند انجام دهند.

یکی دیگر از اخلاقیات قشنگ ما ایرانی ها این است که خیلی زود قضاوت و پیش داوری می کنیم و آن هم همیشه بدترین نوع قضاوت ممکن را (حیف شد همه ما باید قضات عالیرتبه دادگاه لاهه می شدیم!!).  اکثر ما معمولا از موفقیت های آشناها و دوستانمان از ته دل خوشحال نمی شویم همیشه دنبال بهانه ای برای کمرنگ تر جلوه دادن موفقیت دیگران می گردیم.

اما در مورد مسائل مادی :برای مثال اگر کسی ماشینی نو یا  خانه ای با  هزار  وام و قرض و قوله می خرد اولین چیزی که به ذهن بعضی از همشهریان و دوستان خطور می کند این هست که طرف دزدی کرده یا رانت خواری کرده ویا گنج پیدا کرده است . هیچوقت مثبت فکر نمی کنیم و نمی گوییم طرف دارد برای رفاه خانواده اش شب و روز کار می کند و یا اینکه وام گرفته و یا شاید ارثی از کسی به او رسیده است.( خیلی ها هم که در شهرهای کوچک مثل خوانسار زندگی می کنند برای اینکه این حرف ها پشت سرشان نباشد و یا اینکه چشم نخورند در حد درآمد خودشان زندگی نمی کنند یعنی سطح زندگیشان را خیلی پایینتر از درآمدشان نگه می دارند مثلا یک شهروند می تواند یک ماشین متوسط و یا یک خانه در حد توانش داشته باشد   اما از ترس این کار را نمی کند و پولش را در اصفهان یا تهران سرمایه گذاری می کند)

  ما ایرانی ها خصوصیات .... زیاد داریم که بقیه را فاکتور می گیرم . مثلا ما خیلی وعاظ خوبی هستیم عشق می کنیم که دیگران را نصیحت کنیم، خودمان را علامه دهر می دانیم، خودمان را مسلمان کامل می دانیم بقیه را نصفه مسلمان می دانیم و کافر . در کل شاید خیلی وجدان کاری ندشته باشیم (بلانسبت شمای خواننده). همیشه نسیه کار می کنیم یک نمونه از نسیه کاری یکی از ارگان های عزیز جلوی چشمم است و دارم می بینم.

همه این حرف ها روی قلبم سنگینی می کرد و دوست داشتم اینجا بنویسم تا کمی سبکتر بشم حالا هم نصیحت خودم(نگفتم ما ایرانی ها خیلی دوست داریم نصیحت کنیم)بابا شما رو به خدا اینقدر بد بین نباشید یک کم مثبت فکر کنید از داشته ها و شادی دیگران خوشحال بشید تا خدا شما رو خوشحال کنه من خودم امتحان کردم وقتی از خوشی دیگران شاد می شم آرامش بیشتری در زندگیم دارم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت 22:42 توسط لیلا قریب |
شوخی با رییس جمهور... سفر به اصفهان

26785_119 by you.

26788_354 by you.

26781_286 by you.

26779_317 by you.

26783_999 by you.

+ نوشته شده در جمعه 1388/01/21ساعت 21:16 توسط لیلا قریب |
تولد

اول سلام به روی ماه همه شما هموطنان عزیز و دوست داشتنی ، سال نو مبارکککککککککککک

امیدوارم سالی لبریز از سلامتی ، سرافرازی، شادی و موفقیت پیش رو داشته باشید و به تمام آرزوهای قشنگتون در سال 88 برسید و دعا می کنم که همه ما نسبت به همه سال های گذشته انسان تر، دانا تر، خوش اخلاق تر، با وجدان تر و مهربان تر بشویم، خلاصه کلام، خدایی تر شویم.

اما امروز وبلاگ یاد باران یک ساله شد و من خوشحالم که هنوز هستم و می نویسم و سرخوشم از اینکه دوستان خوبی در این یکسال پیدا کردم و به دانسته هایم افزوده شد و از اینکه این وبلاگ رو ایجاد کردم احساس رضایت می کنم به امید اینکه در سال جدید فعال تر و با انگیزه تر به نوشتن ادامه دهم، از همه دوستانی که در این یکسال این وبلاگ رو همراهی کردن متشکرم .

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/01/16ساعت 13:13 توسط لیلا قریب |
عید
نمی شد باورت گویا

که بعد از برگ ریزان خزان                    

                                              این برگ پاییزی

میان برف و یخبندان

بهاری جاودان و سبز را در خویش خواهد دید

و از روی درخت عشق

صدهابوسه خواهد چید

و دل در آستان عید

                            پای هفت سین عشق

                                    برای آرزوهای بلندش خواب خواهد دید

بهاران می رسد از راه

                             اما چشمهای من

بجز چشمان تو باغ و بهاری را نخواهد دید

باور کن

برای من بجز نام تو مفهومی ندارد «عید»

شعراز همسرم خسرو

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/12/26ساعت 9:51 توسط لیلا قریب |
اسفند

شمارش معکوس برای تحویل سال نو شروع شده، همه جا حال هوای عید داره، اکثر مردم دارن خونه تکونی می کنن، از ملحفه ها و فرش های رنگارنگ آویزون از در و دیوار خونه ها معلومه، من هم خونه تکونیم تموم شد و حالا یه نفس راحت می کشم، حس می کنم همه جای خونه از تمیزی برق میزنه. خوبه خونه دلهامون رو هم از کینه، حسادت و بخل تمیز و پاکیزه کنیم و با دلی پر از محبت و صمیمیت به استقبال سال جدید بریم .

اسفند رو خیلی دوست دارم چون یک حس امید رو به من القاء می کنه، شوق نو شدن و زندگی دوباره به من هیجان می ده، شاید هم میدونم بعد از چند ماه دوری دوباره به دیدن خونواده عزیزم میرم و بعد از مدتها باز همه اعضای خونواده دور هم جمع می شندو این برام از همه چیز شیرین تره.  

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/14ساعت 13:39 توسط لیلا قریب |
فردا

ای فردا

می خوانم و می ستایمت پرشور

ای پردهء دلفریب رویارنگ!

می بوسمت، ای سپیدهء گلگون

ای فردا، ای امید بی نیرنگ!

دیریست که من پی تو می پویم.

 

هر سو که نگاه می کنم، آوخ!

غرق است در اشک و خون نگاه من.

سرنیزهء خونفشان به راه من.

وین راه یگانه:راه بی برگشت.

 

ره می سپریم همره امید

آگاه ز رنج و آشنا با درد.

یک مرد اگر به خاک می افتد،

بر می خیزد به جای او صد مرد.

اینست که کاروان نمی ماند.

 

آری زدرون این شب تاریک

ای فردا من سوی تو می رانم.

رنج است و درنگ نیست، می تازم.

مرگ است و شکست نیست، می دانم.

آبستن فتح ماست این پیکار.

 هوشنگ ابتهاج

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/12/04ساعت 11:55 توسط لیلا قریب |
ایران

ایران عزیزم ، وطنم ، ای سرزمین رویایی! از جانم بیشتر دوستت دارم. تو لایق بهترین هایی، تو با تمدنی چند هزارساله و کهن، مردانی بزرگ در خود پرورش دادی که سرآمد جهان بودند. ما یادمان نرفته بوعلی سینا، بیرونی، خوارزمی، رازی، حافظ، خیام ، ملاصدرا و ... را.

ما ایرانیان نباید گذشته درخشانمان را فراموش کنیم. باید با نگاهی به گذشته، آینده ای روشن و مدرن برای خود بسازیم و در بالاترین قله های افتخار بایستیم، ما باید در اوج باشیم.

چند روزی است از صدا و سیمای بیطرف! و مردمی! شاهد افتتاح پروژه هایی هستیم که –البته بدون هیچگونه غرض ورزی!- از تاریخ شروع و کلید خوردن آن پروژه های عظیم هیچ حرفی گفته نمی شود. ناگهان به ذهنم می افتد نکند معجزه الهی رخ داده و بعضی از این دستاوردهای علمی و عمرانی یک شبه به انجام رسیده است؟! کاش بعضی از این معجزه ها هم در اطراف ما رخ بدهد.( برای مثال آزاد راه رشت _ قزوین 10 سال است که در حال ساخت است و هنوز به اتمام نرسیده و بسیاری از پروژه های عمرانی دیگر در استان گیلان که در اینجا نام نمی برم وضعیت بهتری ندارند.)

البته منظور من زیر سوال بردن خدمات مثبتی که در سه ده بعد از انقلاب انجام شده نیست اما آنچه ذهن مرا درگیر کرده این است که برخی برای نشان دادن عملکرد خود حتی به انقلاب هم رحم نمی کنند و سی سال گذشته انقلاب را فدای چند سال می کنندو این خطر و آفت بزرگی برای انقلاب است. براستی مگر یکی از فلسفه های انقلاب پیشرفت و ترقی بیش از پیش و اعتلای نام پرصلابت ایران بر قله های افتخار نبوده است؟اما آیا ما از تمام ظرفیت و توان موجود در کشور توانسته ایم بهره لازم و کافی را ببریم و آیا صرف مقایسه امروز کشور با سی سال گذشته نشانگر پیشرفت همه جانبه کشور است؟

به عنوان نمونه برای رشد علم و فناوری یک روز هم خیلی مهم است حتی ثانیه ها و دقیقه ها ارزشمندندچه برسد 30 سال، برای مثال تعداد تلفن های ثابت کشور باسال 57 مقایسه می شود و  تعداد پزشک ،کتابخانه ،مشترکین آب ، برق و گاز با سال 57 مقایسه می شود. واقعا کجای دنیا چنین مقایسه ای را انجام می دهند. جمعیت ما دو برابر نیم شده.چرا خودمان را با کشورهای پیشرفته جهان مقایسه نمی کنیم؟ همین کشورهمسایه ما افغانستان از نظر مخابرات رتبه برتری نسبت به ما دارد. چرا پیکان، 45 سال در ایران به همان شکل اولیه مونتاژ شد؟ چرا خودمان را با بورکینافاسو مقایسه می کنیم ؟ چرا از افتتاح بعضی از پروژه های عظیم مثل پرتاب ماهواره امید آنقدر سرمست می شویم که تا مدت ها در کما می رویم؟(هر چند این موضوع بسیار غرورآفرین است.)

صاحب اصلی انقلاب ایران، مردم هستند پس بیایید با اعتقاد به خدا و اعتماد به مردم، دست دردست یکدیگر بدهیم و با فراهم کردن بستری مناسب برای رشد و حفظ استعدادهای جوانان، ایرانی آباد و سرافراز و شاد برای همه ایرانیان بسازیم. 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21ساعت 15:15 توسط لیلا قریب |
خودت باش!

دوستی داشتیم که بسیار شوخ و بذله گو بود، اما متاسفانه یک سالی است که  دیگر در میان ما نیست. این دوست عزیز یک تکیه کلام جالبی داشت، به هرکس می رسید می گفت: خودت باش و این جمله او همیشه به دلم می نشست. واقعا که اکثر آدمها خودشان نیستند و باطن و ظاهر آنها با هم یکی نیست، خودت باش یعنی باطن پنهانت را با ظاهر آشکارت یکی کن و خود را بیشتر از آنچه هستی نمایان نکن. ریا نکن.

اگر ادعای ایمان و تقوا داری باید ایمانت در عملت تجلی پیدا کند. ایمان بی عمل فایده ای ندارد. از روبرو دوست و درپشت سر دشمن نباش و خنجر نزن، اگر ادعای دوستی داری مردانه مرا نقد کن و برای اصلاح من راه حل بده.

در اینجا شعرزیبایی از مرحوم قیصر امین پور می نویسم که چندی پیش در وبلاگ سودابه عزیز خواندم و بی مناسبت با موضوع امروزم نیست.

 

در اين زمانه هيچ کس خودش نيست
کسي براي يک نفس خودش نيست

همين دمي که رفت و بازدم شد
نفس- نفس ، نفس - نفس خودش نيست

همين هوا که عين عشق پاک است
گره که خورد با هوس خودش نيست

خداي ما اگر که در خود ماست
کسي که بي خداست، پس خودش نيست

دلي که گرد خويش مي تند تار
اگرچه قدر يک مگس ، خودش نيست

مگس به هر کجا به جز مگس نيست
ولي عقاب در قفس خودش نيست

تو اي من، اي عقاب بسته بالم
اگر چه بر تو راه پيش و پس نيست

تو دست کم کمي شبيه خود باش
در اين جهان که هيچ کس خودش نيست

تمام درد ما همين خود ماست
تمام شد، همين و بس : خودش نيست!

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/07ساعت 18:34 توسط لیلا قریب |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا