تبليغاتX
یادباران
یادباران
دل نوشته های دختری از دیار باران
ای کاش...

زندگی اکثر ما انسانها تشکیل شده از حسرت گذشته و نگرانی و ترس از آینده. معدود انسانهایی هستند که در زمان حال زندگی کنند و لذت ببرند. اکثر ما انسانها -از جمله خود من- می گوییم: ای کاش از دوباره متولد می شدم و با توجه با تجربیاتی که کسب کردم زندگی را می ساختم.
یکی از بزرگترین ای کاش های زندگی من تحصیل در رشته مورد علاقه ام است . گاه با خود می گویم ای کاش بیشتر درس خوانده بودم. رشته تحصیلی و انتخاب دانشگاه مسیر زندگی آدم را تحت الشعاع قرار می دهد و تا پایان عمر همراه اوست.
یکی دیگر از "ای کاش" های من زندگی در نزدیکی پدر و مادرم هست. به طوری که حداقل ماهی یکبار بتوانم ملافاتشان کنم. هر چند گاهی فکر می کنم بعضی اوقات دست تقدیر زندگی ما انسانها را هدایت می کند.
اما از سویی دیگر -خوشبختانه- ترس و نگرانی از آینده من مربوط به مادیات زندگی نیست، چرا که بعضی از آدم ها آنقدر به فکر آینده هستند که زندگی حال خودشان را فدای آینده می کنند و حرص ثروت اندوزی و مال نمی گذارد از زندگی لذت ببرند. تنها نگرانی و ترس از آینده من از دست دادن کسانی است که دوستشان دارم و زندگی من با آنها معنی پیدا می کند. آن روز هرگز مباد!

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/18ساعت 12:49 توسط لیلا قریب |
اتهام
انسان همیشه در خطر اتهامهاست

حتی زمان آمدن و وقت رفتنش

انگار بر مصیبت خود گریه می کند

وقتی که داغ فتنه درافتاد بر تنش

اینجا به جرم زنده شدن  کشته می شویم

شاید نفس کشیدن ما جرم دیگریست

هر کس برون فتاد از این حلقه خوش بُود

در حیرتم که آمدن ما برای چیست؟!

آری! اگر چه بر همه لبخند می زنم

یک کوه غصه دارم و دریایی از غمم

روزی که  ازبرابر چشم تو بگذرم

تنهاترین و خسته ترین مرد عالمم...

** شعر از: همسرم خسرو

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/04/07ساعت 17:15 توسط لیلا قریب |
دروغ

نمی دونم شمایی که این مطلب رو می خونید متولد چه ماهی هستید و مهمترین خصیصه شما چیه؟ اما من متولد ماه آذر هستم، ماهی که مهمترین خصیصه متولدینش رک گویی و صداقت گفتاره. راستش من خودم خیلی آدم رکی هستم و بعضی اوقات این رک گویی برایم دردسر ساز شده به قول معروف می گن زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد! اما از چیزی که خیلی بدم می آد و به شدت از اون متنفرم دروغ گفتنه. نمیدونم چطور بعضی ها به خودشون اجازه می دن به دیگران دروغ بگن،شاید پیش خودشون فکر می کنن طرفشون هالوست یا اینکه از ترس دروغ می گن. این افراد نمی دونن بعضی اوقات با یک دروغ -به قول خودشون کوچیک- زندگی یک شخصی رو خراب می کنن یا از نظر روحی و روانی آسایش و آرامش یک انسان رو بهم می ریزن. شخصی که باعث شده من این پست را بنویسم اهل اینترنت نیست و هرگز این پست را نخواهد خواند. ایشون اهل نماز اول وقت و عبادت هم هستند، اما نمی دانم چرا اینقدر دروغ می گن؟! چه خوب می شد همه ما این جسارت را داشتیم وقتی کسی به ما دروغ می گفت در چشمش نگاه می کردیم و می گفتیم من می دانم تو دروغ می گویی تا طرف از خجالت سرخ می شد و توبه می کرد و یا ای کاش انسانها هم مثل پینکیو وقتی دروغ می گفتند بینیشان دراز می شد، چه دیدنی می شد دنیا با این همه دروغگو!!

+ نوشته شده در شنبه 1387/04/01ساعت 13:0 توسط لیلا قریب |
آزادی

از مرگ ...
هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود .
هراس ِ من ـ باری ـ همه از مردن در سرزمینی ست

که مزد ِ گورکن
از بهای آزادی ِ آدمی

افزون باشد .

جستن

یافتن

و آن گاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن ِ خویش

بازویی پی افکندن ـ

...

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم .

شاملو

 

دیروز با یکی از دوستان که اتفاقا قلم خوبی هم دارد، تلفنی صحبت کردم، بهش گفتم چرا دیگر نمی نویسی و وبلاگت چرا اینقدر دیر به دیر آپ می شود؟ به من گفت: دیگر نمی خواهم ادامه بدهم وقتی حتی در دنیای مجازی نمی توانی آزادانه از افکار و عقایدت بنویسی یا حتی نمی توانی سایت اشخاص و گروههای سیاسی جناح  خاصی را لینک کنی، برای چه و از چه بنویسم؟ می ترسم! می ترسم بعضی افراد که دنبال سوژه می گردند تا برای دیگران پاپوشی درست کنند سوء استفاده کنندو برایم دردسر درست کنند. می دانی که در این مملکت هر چه محافظه کارانه عمل کنی موفق تری . یا اصلا بهتر است حزب باد باشی ، اینطوری خیالت راحت است موقعیت خودت و خانواده ات دچار مشکل نمی شود. جایی که ما زندگی می کنیم برای بدست آوردن یک شغل و یک موقعیت اجتماعی باید از چند فیلتر بگذری. شایسته سالاری و تجربه و تعهد شعاری بیش نیست.

بعد از خداحافظی از دوستم به این فکر افتادم که این روزها مردم اینقدر درگیر مسائل و مشکلات اقتصادی شده اند که دیگر کلماتی مانند سیاست و آزادی بیان و حقوق اجتماعی از یادشان رفته.

 

+ نوشته شده در شنبه 1387/03/25ساعت 15:21 توسط لیلا قریب |
سفر

زدست و دیده و دل هر دو فریاد

هر آنچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش زفولاد

زنم بردیده تا دل گردد آزاد

سلام به همه دوستان و هموطنان عزیز  امیدوارم که تعطیلات خرداد به همه خوش گذشته باشد چه به آنها که به مسافرت رفته و از دست مهمان در رفته و چه آنها که در خانه مانده و میزبان بودند و از مهمان پذیرایی می کردند. خوشبختانه من که از گروه اول بودم و بسیار هم به من خوش گذشته.

ما معمولا تعطیلات خرداد را هر سال در شمال می گذراندیم اما امسال بخاطر اینکه حواس برادر کنکوریم پرت نشود و بهانه دستش ندهیم، به شمال نرفتیم و تصمیم گرفتیم سفری به همدان و کرمانشاه داشته باشیم.

من تا به حال به همدان نرفته بودم، بخاطر همین از ابتدای سفر همه جا را با دقت تماشا می کردم. مسیر اراک تا ملایر بسیار زیبا بود. باغهای زیبای گردو ، فندق ، گیلاس و انگور در میان کویر چشمها را بسیار نوازش می داد. از سمت ملایر وارد همدان شدیم. بافت فرسوده شهر کمی آزار دهنده بود اما در کل شهر همدان بسیار دوست داشتنی بود و آدم احساس غربت نمی کرد.
اولین جایی که بازدید کردیم تپه باستانی هگمتانه بود؛ تپه ای که تمدنی عظیم و باشکوه در آن نهفته بود با این که تنها قسمتهای محدودی از آن کشف شده است. بعد از آن به مقبره بابا طاهر رفتیم که جایی است دلگشا، با صفا و نشاط انگیز که کوه الوند با وقار تمام در مقابلش خودنمایی می کند. (البته در این جا به جزئیات سفرم نمی پردازم چون ممکن است از حوصله شما خارج باشد) روز بعد هم به گنجنامه، آرامگاه بوعلی سینا و تفرجگاه با صفای عباس آباد یا بام همدان رفتیم که آب و هوای بسیار مطبوعی داشت.

روز سوم سفرمان به قصد غار علی صدر از همدان حرکت کردیم و فکر می کردیم که در بین راه کرمانشاه باشدکه البته به اشتباه نصف راه کرمانشاه را طی کردیم و تازه فهمیدیم که مسیر را اشتباه آمده ایم.

 

 


 

آرامگاه بابا طاهر

 

جاده همدان به  کرمانشاه خیلی خوب بود. در بین راه به شهر باستانی بیستون رسیدیم. از دور که کوه بیستون را نظاره می کردم یاد داستان عاشقانه شیرین و فرهاد افتادم و در ذهنم فرهاد عاشق را مجسم می کردم (و به قول شعر معروف بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد) کوه بسیار با عظمت و زیباییست. شواهد باستان شناسی حاکی از آن است که این محدوده از چهل هزار سال پیش تا کنون مامن انسان های بیشماری بوده است. در این محوطه 19 اثر تاریخی وجود دارد که برخی از این آثار عبارتند از فرهاد تراش، نقش برجسته هرکول، نقش برجسته مهرداد دوم، نقش برجسته گودرز دوم ، وقف نامه شیخ علیخان، کتیبه و نقش برجسته داریوش و سنگ بلاش. آثار مجموعه تاریخی بیستون از جایگاه ویژه ای برخوردارند.

 

 

                                                                 بیستون

ظهر پنجشنبه به کرمانشاه رسیدیم. شهری با اتوبانها و خیابانهای وسیع. از شخصی آدرس خانه معلم را پرسیدیم که با لهجه شیرین کرمانشاهی ما را راهنمایی کرد. کرمانشاهی ها بسیار مهمان نواز و خونگرم هستند، اتفاقا کاسب های منصف و با وجدانی هم دارد. این موضوع را وقتی برای خرید به بازار کرمانشاه رفتیم فهمیدیم. شب به طاقبستان رفتیم. خیابانی که به طاقبستان منتهی می شد در شب بسیار با صفا بود. طاقبستان در شب زیبایی و جلوه خاصی داشت. من از دیدن این همه زیبایی و هنر به وجد آمده بودم و از اینکه متعلق به ایران عزیز هستم به خود می بالیدم؛ ایرانی با تمدنی هزاران ساله که هر گوشه اش نمایانگر تمدنی عظیم و با شکوه است. در محوطه موزه طاقبستان سرستون های قدیمی و زیبایی از دوران های مختلف که در استان کرمانشاه کشف شده به نمایش گذاشته شده است.
روز جمعه به سراب نیلوفر رفتیم و قایق سواری کردیم.  هنگام برگشت به پارک کوهستان کرمانشاه رفتیم که با  دو آبشار زیبا مواجه شدیم. در گرمای بعدازظهر، آب خنک آبشار به ما جانی دوباره داد و بسیار سرحال شدیم و مدتی در زیر آبشار ماندیم و حسابی خیس شدیم. پسرم که اصلا دوست نداشت از آب بیرون بیاید. بعداز ظهر جمعه راه بازگشت را در پیش گرفتیم. خلاصه جای همه شما عزیزان خالی! به  شما توصیه می کنم شما هم سفری به این استانها داشته باشید.

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی   

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/03/20ساعت 19:0 توسط لیلا قریب |
غم نان

به قول یک ضرب المثل معروف سالی که  نکوست ازبهارش پیداست.خدا به داد ملت ایران برسد با این بهاری که شروع کردند، زمستانش چطور خواهد بود. مثل اینکه تورم در ایران همچنان باشتاب بی سابقه سیر صعودی در پیش گرفته  و مهار نشدنی شده . چشم بعضی آقایان روشن  که اعلام می کنند نرخ تورم در ایران دارد تک رقمی می شود.

گرانی مواد غذایی و مایحتاج ضروری مردم واقعا کمر اقشار ضعیف و کم در آمد کشور را شکسته و زندگی را برای آنها غیر قابل تحمل کرده است. تورم برنج به 80 درصد حبوبات و لبنیات به 30 درصد رسیده  میوه که جای خود دارد، امروز هم متوجه شدم پودرلباسشویی هم نایاب شده و در بعضی جاها به 4 برابر قیمت فروخته می شود ( پیشنهاد می شود مردم از این پس بجای  پوشیدن لباسهای سفید و روشن  لباسهای تیره و سیاه بپوشند تا کثیفی لباسشان پیدا نباشد)           

در مورد بخش مسکن هم نه تنها قیمت مسکن مهار نشده بلکه داشتن مسکن برای اکثر افراد جامعه یک رویای دست نیافتنی شده شاید بعد از گذشت 30 سال از انقلاب دوباره شاهد حلبی آبادها و زاغه نشینی ها باشیم، (چاره ای نیست وقتی کسی نتواند با این وضعیت اقتصادی اتاقی کوچک برای خود اجاره کند مجبور است آلونکی برای خود درست کند و در آن به زندگی !! ادامه دهد.)

جالب اینجاست که وقتی گوجه فرنگی در بهمن ماه امسال در آرژانتین گران می شود 4 بار در تیتر اخبار رسانه ملی اعلام می شود اما در گرانی های اخیر هیج خبری از رسانه ملی پخش نشد و درد دل مردم انعکاس داده نشد.( شاید در محله رسانه ملی ها همه چیز ارزان باشد ما که نمی دانیم)

خبر دیگر اینکه خاموشی های اخیر بعلت کمبود نیرو بوده و در تابستان امسال به احتمال زیاد در اکثر نقاط کشور روزی چند ساعت خاموشی خواهیم داشت.(از همین حالا به فکر باد بزن های دستی باشید چون ممکن است نایاب شود)

غزلي در نتوانستن

از دستهاي گرم تو

كودكان توأمان آغوش خويش

سخنها مي توان گفت

غم نان اگر بگذارد

                        * * *

نغمه در نغمه در افكنده

اي مسيح مادر اي خورشيد

از مهرباني بي دريغ جانت

با چنگ تمامي ناپذير تو سرودها مي توانم كرد

غم نان اگر بگذارد

                     * * *

رنگها در رنگها دويده

از رنگين كمان بهاري تو

كه سراپرده در اين باغ خزان رسيده برافراشته است

نقشها مي توانم زد

غم نان اگر بگذارد

                     * * *

چشمه ساري در دل و آبشاري در كف

آفتابي در نگاه و فرشته اي در پيراهن

از انساني كه تويي

قصه ها توانم كرد

غم نان اگر بگذارد

زنده یاد شاملو

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/08ساعت 20:29 توسط لیلا قریب |
شالیزار

ما شمالی ها فرزند بارانیم، اگه بارون نباره پژمرده می شیم، غمگین می شیم . زندگی کشاورزان گیلانی وابسته به این نعمت الهیه.

خشکسالی و کم آبی امسال یادآور خشکسالی سال 78 است. اون سال حدودا 4 ماه بارون نبارید و شالیکارای زحمتکش گیلانی از جمله پدرم بسیار متضرر شدند. امیدوارم خاطره اون سال دوباره تکرار نشه و با این وضعیت گرونی برنج، شالیکارای بیچاره مجبور نباشند برنجی رو که اوایل پاییز کیلویی 1000 تا 1200 تومان فروختند، کیلویی 4000 تا 5000 تومان بخرند.

شعر زیر تقدیم  به همه شالیکاران عزیز گیلان زمین

 

شالیزار

اندوه شالیزار و ابری بی ترحم

بی اعتنا از کشتزار ما گذر کرد

لب تشنه شالیکار بهر قطره ای آب

دشت سراسر غصه را زیرو زبر کرد

 

زخم زمین را آسمان لبخند می زد

بر پیکرش می زد هزاران تازیانه

تاب زمین را برد از کف سوز گرما

آه از ستمهای فراوان زمانه

 

یک دختر تنها در این صحرای سوزان

دست دعا برداشت سوی آسمانها 

در حسرت یک ابر یا یک قطره باران 

با چشم تر در جستجوی آسمان ها

 

ایکاش از اندوه چشم کشتزاران

از چشم های ابرها باران ببارد

تا باغبان زندگانی بی نهایت

لبخند بر لبهای زیبایش بکارد.

-------------------------------------------------------------------------------------

 پ ن۱. سروده شده توسط همسرم خسرو

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/31ساعت 17:49 توسط لیلا قریب |
دمدمی
سلام دوستان عزیز و خوبم یک توضیحی در مورد قالب وبلاگ می خواستم بدم، من حدودا یک ماه که این وبلاگ رو راه انداختم اما این سومین قالبی که عوض کردم، الان احتمالا دوستان عزیزم فکر می کنندمن دمدمی مزاج هستم یا اینکه زیادی تنوع طلب هستم، اما اینطور نیست قالب قبلی رو خیلی دوست داشتم اما یکهو بهم ریخت و ناچار شدم عوضش کنم.

اما امروز خوشحالم بخاطر اینکه پرسپولیس یا به قول یکی از مسولین تربیت بدنی پیروزی قهرمان لیگ برتر شده اون درست در لحظات پایانی وقت اضافه، درست زمانی که سپاهانی ها فکر می کردند جام قهرمانی رو حتما خودشون به اصفهان خواهند برد، واقعا حق سرمربی مودب و با نزاکت پرسپولیس، افشین قطبی بود که این جامو ببره اما خودمونیما اینجور گل زدن در لحظات بعد از دقیقه ۹۰ عجب حالی می دها مگه نه!

یکی دیگه از دلایل خوشحالیم سقوط نکردن دو تیم گیلانی ملوان بندرانزلی و پگاه گیلان بود واقعا حق مردم ورزش دوست گیلان هست که بیشتر از یک تیم در لیگ برتر داشته باشند واسه همه گیلانی های عزیزم آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت 20:44 توسط لیلا قریب |
ویروس

دو هفته ای می شه که نتونستم دستی به وبلاگم بکشمو ترو تازش کنم .آخه اعضای خونواده همه مریض شدند. انگار که ویروس سرماخوردگی تو خونمون جا خوش کرده بود همه رو مبتلا کرد، خلاصه من هم سعی کردم با ویروس مبارزه کنم تا منوم غلوب نکنه، چون من باید سرپا می موندم و از بقیه پرستاری  می کردم. وقتی خودم مریض می شم اوضاع خونه حسابی به هم می ریزه، کسی نیست ازمن و بقیه مراقبت کنه، همسرم که از صبح میره سر کار و شب دیر وقت می آد، خونواده من هم که اینجا نیستند کمکم کنند، خلاصه اینکه در اینجور مواقع می گم امان از غم غربت!

این چند روز برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سرماخوردگی به سایت های مختلف سر زدم. اصولا به مطالب پزشکی علاقه خاصی دارم و مطالعات زیادی هم داشتم. شاید اگر بیشتر تلاش می کردم و همت به خرج می دادم الان پزشک بودم.
در این قسمت سعی کردم اطلاعات مفیدی در مورد سرماخوردگی از سایت جالب مردمان جمع آوری کنم که امیدوارم برای شما هم مفید باشد.

غذاهای ویژه سرماخوردگی

مردم معمولاً درمان های سریع و آنی را بیشتر می پسندند و همیشه به دنبال شربتها و قرص های جادویی هستند. بیشتر ما عادت داریم، زمانیکه بیمار می شویم سریعاً به داروهایی که روی پیشخوان افتاده مراجعه کنیم. به تازگی آب میوه های معجزه آسایی هم به بازار عرضه شده اند که با رنگها و طعم های مختلف، درمان بیماری های مختلف معرفی می شوند. شاید تا زمانیکه سرماخوردگی تان بهبود پیدا کند، از آنها استفاده کنید، اما باید بدانید که هیچ کدام از موارد ذکر شده یک نوع درمان حقیقی محسوب نمی شوند.

اگر واقعاً می خواهید که از خود در مقابل سرماخوردگی و یا آنفلونزا دفاع کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/25ساعت 18:23 توسط لیلا قریب |
خلیج همیشه فارس
 

امروز دهم ادریبهشت روز ملی خلیج قارس است، خلیج همیشگی فارس که این روزها به خاطر تغییر نامش به نام موهن خلیج عربی در گوگل،خیلی سروصدا کرد. به همین منظور برنامه هایی هم از صدا و سیما پخش شد، نقشه های قدیمی و کتاب های قدیمی جفرافیا که نام خلیج فارس در آنها ذکر شده  بود در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شد تا اینها همه ثابت کند که خلیج فارس همیشه به همین نام بوده (فارس Persian Gulf)

ولی متاسفانه فقط در چنین مواقعی است که بعضی ها  از جمله صدا و سیما  به یاد پیشینه ایران عزیزمان می افتند و نیم نگاهی به تاریخ کهن این سرزمین باستانی می اندازند و از اسناد و مدارک بدست آمده آن دوران طلایی به عنوان شاهد و مدرک استفاده می کنند و گرنه باید دوران ایران باستان را کلا از تاریخ ایران حذف کرد. چنین سیاست هایی باعث شده که فیلم های موهنی چون 300 ساخته شود و اجانب جرات یابند به تاریخ و شعور یک ملت توهین و بی احترامی کنند.

 با  خود می اندیشم هیچ بعید نیست ملتی یا قومی پیدا شود و تخت جمشید ، پاسارگاد، بیستون و.... را جزو آثار و پیشینه تاریخی خود بداند ، شاید آن موقع بعضی ها به خود بیایند.

همانطور که می دانیم کشور همسایه ترکیه شاعر گرانقدر مولانا را ار کشور خود می داند، برایش همایش می گیرد، کارت پستال و تمبر چاپ می کند اما ما چه کرده ایم؟

خدا را شکر می کنم  که آرامگاه حافظ ، سعدی و فردوسی و ... در داخل مرزهای ایران کنونی است و گرنه...

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/10ساعت 20:59 توسط لیلا قریب |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا