تبليغاتX
یادباران

یادباران

دل نوشته های دختری از دیار باران

 

 

ما ایرانی ها

ما ایرانی ها  خصوصیات خوب زیاد داریم، از جمله احساساتی بودن، با غیرت بودن و مهمان نواز بودن اما متاسفانه اکثر ما ایرانی ها یک سری اخلاق و خصلت های بدی هم داریم و مربوط به قشر و طیف خاصی هم نیست از مردم عوام گرفته افراد تحصیلکرده و با سواد.

برای مثال در رقابت های انتخاباتی معمولا  اکثر  رقبا به جای این که توانمندی ها و استعدادهای خود را ثابت کنند دست به تخریب  رقیب می زنند و حتی کار به جایی می رسد که دین و ایمان رقیب را زیر سوال می برند (ترفند اخیر بعضی مقدس مآب ها) و یا حتی دست به هتک حرمت می زنند و در خصوصی ترین مسائل زندگی رقیب کندو کاو می کنند تا بهانه ای برای خراب کردن طرف مقابل بدست آورند، انگ و مارک چسباندن به دیگران یکی از مهمترین کارهایی است که خیلی ها دوست دارند انجام دهند.

یکی دیگر از اخلاقیات قشنگ ما ایرانی ها این است که خیلی زود قضاوت و پیش داوری می کنیم و آن هم همیشه بدترین نوع قضاوت ممکن را (حیف شد همه ما باید قضات عالیرتبه دادگاه لاهه می شدیم!!).  اکثر ما معمولا از موفقیت های آشناها و دوستانمان از ته دل خوشحال نمی شویم همیشه دنبال بهانه ای برای کمرنگ تر جلوه دادن موفقیت دیگران می گردیم.

اما در مورد مسائل مادی :برای مثال اگر کسی ماشینی نو یا  خانه ای با  هزار  وام و قرض و قوله می خرد اولین چیزی که به ذهن بعضی از همشهریان و دوستان خطور می کند این هست که طرف دزدی کرده یا رانت خواری کرده ویا گنج پیدا کرده است . هیچوقت مثبت فکر نمی کنیم و نمی گوییم طرف دارد برای رفاه خانواده اش شب و روز کار می کند و یا اینکه وام گرفته و یا شاید ارثی از کسی به او رسیده است.( خیلی ها هم که در شهرهای کوچک مثل خوانسار زندگی می کنند برای اینکه این حرف ها پشت سرشان نباشد و یا اینکه چشم نخورند در حد درآمد خودشان زندگی نمی کنند یعنی سطح زندگیشان را خیلی پایینتر از درآمدشان نگه می دارند مثلا یک شهروند می تواند یک ماشین متوسط و یا یک خانه در حد توانش داشته باشد   اما از ترس این کار را نمی کند و پولش را در اصفهان یا تهران سرمایه گذاری می کند)

  ما ایرانی ها خصوصیات .... زیاد داریم که بقیه را فاکتور می گیرم . مثلا ما خیلی وعاظ خوبی هستیم عشق می کنیم که دیگران را نصیحت کنیم، خودمان را علامه دهر می دانیم، خودمان را مسلمان کامل می دانیم بقیه را نصفه مسلمان می دانیم و کافر . در کل شاید خیلی وجدان کاری ندشته باشیم (بلانسبت شمای خواننده). همیشه نسیه کار می کنیم یک نمونه از نسیه کاری یکی از ارگان های عزیز جلوی چشمم است و دارم می بینم.

همه این حرف ها روی قلبم سنگینی می کرد و دوست داشتم اینجا بنویسم تا کمی سبکتر بشم حالا هم نصیحت خودم(نگفتم ما ایرانی ها خیلی دوست داریم نصیحت کنیم)بابا شما رو به خدا اینقدر بد بین نباشید یک کم مثبت فکر کنید از داشته ها و شادی دیگران خوشحال بشید تا خدا شما رو خوشحال کنه من خودم امتحان کردم وقتی از خوشی دیگران شاد می شم آرامش بیشتری در زندگیم دارم.


دوشنبه 1388/01/31 |
 

ایران

ایران عزیزم ، وطنم ، ای سرزمین رویایی! از جانم بیشتر دوستت دارم. تو لایق بهترین هایی، تو با تمدنی چند هزارساله و کهن، مردانی بزرگ در خود پرورش دادی که سرآمد جهان بودند. ما یادمان نرفته بوعلی سینا، بیرونی، خوارزمی، رازی، حافظ، خیام ، ملاصدرا و ... را.

ما ایرانیان نباید گذشته درخشانمان را فراموش کنیم. باید با نگاهی به گذشته، آینده ای روشن و مدرن برای خود بسازیم و در بالاترین قله های افتخار بایستیم، ما باید در اوج باشیم.

چند روزی است از صدا و سیمای بیطرف! و مردمی! شاهد افتتاح پروژه هایی هستیم که –البته بدون هیچگونه غرض ورزی!- از تاریخ شروع و کلید خوردن آن پروژه های عظیم هیچ حرفی گفته نمی شود. ناگهان به ذهنم می افتد نکند معجزه الهی رخ داده و بعضی از این دستاوردهای علمی و عمرانی یک شبه به انجام رسیده است؟! کاش بعضی از این معجزه ها هم در اطراف ما رخ بدهد.( برای مثال آزاد راه رشت _ قزوین 10 سال است که در حال ساخت است و هنوز به اتمام نرسیده و بسیاری از پروژه های عمرانی دیگر در استان گیلان که در اینجا نام نمی برم وضعیت بهتری ندارند.)

البته منظور من زیر سوال بردن خدمات مثبتی که در سه ده بعد از انقلاب انجام شده نیست اما آنچه ذهن مرا درگیر کرده این است که برخی برای نشان دادن عملکرد خود حتی به انقلاب هم رحم نمی کنند و سی سال گذشته انقلاب را فدای چند سال می کنندو این خطر و آفت بزرگی برای انقلاب است. براستی مگر یکی از فلسفه های انقلاب پیشرفت و ترقی بیش از پیش و اعتلای نام پرصلابت ایران بر قله های افتخار نبوده است؟اما آیا ما از تمام ظرفیت و توان موجود در کشور توانسته ایم بهره لازم و کافی را ببریم و آیا صرف مقایسه امروز کشور با سی سال گذشته نشانگر پیشرفت همه جانبه کشور است؟

به عنوان نمونه برای رشد علم و فناوری یک روز هم خیلی مهم است حتی ثانیه ها و دقیقه ها ارزشمندندچه برسد 30 سال، برای مثال تعداد تلفن های ثابت کشور باسال 57 مقایسه می شود و  تعداد پزشک ،کتابخانه ،مشترکین آب ، برق و گاز با سال 57 مقایسه می شود. واقعا کجای دنیا چنین مقایسه ای را انجام می دهند. جمعیت ما دو برابر نیم شده.چرا خودمان را با کشورهای پیشرفته جهان مقایسه نمی کنیم؟ همین کشورهمسایه ما افغانستان از نظر مخابرات رتبه برتری نسبت به ما دارد. چرا پیکان، 45 سال در ایران به همان شکل اولیه مونتاژ شد؟ چرا خودمان را با بورکینافاسو مقایسه می کنیم ؟ چرا از افتتاح بعضی از پروژه های عظیم مثل پرتاب ماهواره امید آنقدر سرمست می شویم که تا مدت ها در کما می رویم؟(هر چند این موضوع بسیار غرورآفرین است.)

صاحب اصلی انقلاب ایران، مردم هستند پس بیایید با اعتقاد به خدا و اعتماد به مردم، دست دردست یکدیگر بدهیم و با فراهم کردن بستری مناسب برای رشد و حفظ استعدادهای جوانان، ایرانی آباد و سرافراز و شاد برای همه ایرانیان بسازیم. 

 


دوشنبه 1387/11/21 |
 

بوقلمون

تا به حال عضو حزب یا گروه یا دسته خاصی بودید یا نه؟ لابد می دانید هر حزب یا گروهی برای خودش اعتقادات و اهداف و گرایش های خاصی دارد و آن را از بقیه جدا می کند و افرادی که عضو آن حزب یا گروه می شوند با توجه به تمایل و اعتقاداتشان به آن می پیوندند و به فعالیت می پردازند. اما بعضی ها هم هستند که حزب باد هستند یعنی هر طرف باد بوزد و آب و نانی هم در آن باشد به همان طرف می روند، این افراد عقیده ثابتی ندارند حتی در مورد دین و مذهب و مسائلی از این قبیل. وقتی به زندگی این افراد توجه کنی یک حرکت زیگ زاگی می بینید یعنی چپ و راست حرکت می کنند یعنی در زمان دولت اصلاحات چپ افراطی می شوند و در زمان دولت اصولگرا راست افراطی. در عجبم که این افراد همیشه هم از نظر موقعیت شغلی موفق هستند یعنی یک کرسی بالاخره برای خود دست و پا می کنند.

یادم می آید از وقتی که خودم را شناختم درمورد مسائل عقیدتی و سیاسی یک عقیده خاصی داشتم و این ثبات عقیده و گرایش سیاسی من با توجه به مطالعات فراوانی که داشتم به دست آمده بود و بخاطر همین در دوران تحصیل و بعد از آن از این شاخه به آن شاخه نپریدم در ضمن اینکه آدم خنثی هم نبودم و همیشه حرفی برای گفتن داشتم .در این روزها دوباره می بینیم که آدم ها باز دوباره چهره عوض می کنند وقتی دوران انتخابات شروع می شود اکثر افراد مترصد این فرصت ها هستند تا ببیند کدام جناح پیروز می شود تا خود را به آن بچسبانند.

چقدر از آدم های بوقلمون صفت بدم می آید. آدم هایی که حرف هایشان همیشه با هم متناقض هست. گاهی هم خودشان را نقد می کنند، این حرف این ها یعنی اینکه هر کاری که قبلا کردیم اشتباه بوده و کلاهش هم سر مردم بیچاره رفته و بس.                                                                                                                                                                


سه شنبه 1387/10/10 |
 

گاهی

گاهی دلم می خواهددر مورد چیزهایی بنویسم که دغدغه های خودم و خیلی از دخترها و زن هاست، در مورد مسائلی که هر روز با آنها برخورد می کنم و از زبان دوستان و شاگردان نوجوان و جوانم می شنوم. اما من دچار خودسانسوری شده ام و حرف هایم را قورت می دهم حرف هایی که حق من و امثال من است و باید گفته شود و گاهی دردو دل های زنانه است.

من می ترسم

چون هنوز منطق گفتگو و استدلال در جامعه ما حاکم نیست ، چون تعصب در اعماق روح و جان بعضی از انسان ها ریشه دوانده و همیشه ظاهر را می بینند و به معنی فکر نمی کنند. برای اینکه هنوز خیلی ها سلیقه ای فکر می کنند و اگر حرفی یا سخنی برخلاف میلشان باشد با چسباندن بدترین تهمت ها سعی در حذف طرف مقابل می کنند چون........


شنبه 1387/09/09 |
 

دروغ

نمی دونم شمایی که این مطلب رو می خونید متولد چه ماهی هستید و مهمترین خصیصه شما چیه؟ اما من متولد ماه آذر هستم، ماهی که مهمترین خصیصه متولدینش رک گویی و صداقت گفتاره. راستش من خودم خیلی آدم رکی هستم و بعضی اوقات این رک گویی برایم دردسر ساز شده به قول معروف می گن زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد! اما از چیزی که خیلی بدم می آد و به شدت از اون متنفرم دروغ گفتنه. نمیدونم چطور بعضی ها به خودشون اجازه می دن به دیگران دروغ بگن،شاید پیش خودشون فکر می کنن طرفشون هالوست یا اینکه از ترس دروغ می گن. این افراد نمی دونن بعضی اوقات با یک دروغ -به قول خودشون کوچیک- زندگی یک شخصی رو خراب می کنن یا از نظر روحی و روانی آسایش و آرامش یک انسان رو بهم می ریزن. شخصی که باعث شده من این پست را بنویسم اهل اینترنت نیست و هرگز این پست را نخواهد خواند. ایشون اهل نماز اول وقت و عبادت هم هستند، اما نمی دانم چرا اینقدر دروغ می گن؟! چه خوب می شد همه ما این جسارت را داشتیم وقتی کسی به ما دروغ می گفت در چشمش نگاه می کردیم و می گفتیم من می دانم تو دروغ می گویی تا طرف از خجالت سرخ می شد و توبه می کرد و یا ای کاش انسانها هم مثل پینکیو وقتی دروغ می گفتند بینیشان دراز می شد، چه دیدنی می شد دنیا با این همه دروغگو!!


شنبه 1387/04/01 |
 

آزادی

از مرگ ...
هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود .
هراس ِ من ـ باری ـ همه از مردن در سرزمینی ست

که مزد ِ گورکن
از بهای آزادی ِ آدمی

افزون باشد .

جستن

یافتن

و آن گاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن ِ خویش

بازویی پی افکندن ـ

...

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد

حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم .

شاملو

 

دیروز با یکی از دوستان که اتفاقا قلم خوبی هم دارد، تلفنی صحبت کردم، بهش گفتم چرا دیگر نمی نویسی و وبلاگت چرا اینقدر دیر به دیر آپ می شود؟ به من گفت: دیگر نمی خواهم ادامه بدهم وقتی حتی در دنیای مجازی نمی توانی آزادانه از افکار و عقایدت بنویسی یا حتی نمی توانی سایت اشخاص و گروههای سیاسی جناح  خاصی را لینک کنی، برای چه و از چه بنویسم؟ می ترسم! می ترسم بعضی افراد که دنبال سوژه می گردند تا برای دیگران پاپوشی درست کنند سوء استفاده کنندو برایم دردسر درست کنند. می دانی که در این مملکت هر چه محافظه کارانه عمل کنی موفق تری . یا اصلا بهتر است حزب باد باشی ، اینطوری خیالت راحت است موقعیت خودت و خانواده ات دچار مشکل نمی شود. جایی که ما زندگی می کنیم برای بدست آوردن یک شغل و یک موقعیت اجتماعی باید از چند فیلتر بگذری. شایسته سالاری و تجربه و تعهد شعاری بیش نیست.

بعد از خداحافظی از دوستم به این فکر افتادم که این روزها مردم اینقدر درگیر مسائل و مشکلات اقتصادی شده اند که دیگر کلماتی مانند سیاست و آزادی بیان و حقوق اجتماعی از یادشان رفته.

 


شنبه 1387/03/25 |
 

غم نان

به قول یک ضرب المثل معروف سالی که  نکوست ازبهارش پیداست.خدا به داد ملت ایران برسد با این بهاری که شروع کردند، زمستانش چطور خواهد بود. مثل اینکه تورم در ایران همچنان باشتاب بی سابقه سیر صعودی در پیش گرفته  و مهار نشدنی شده . چشم بعضی آقایان روشن  که اعلام می کنند نرخ تورم در ایران دارد تک رقمی می شود.

گرانی مواد غذایی و مایحتاج ضروری مردم واقعا کمر اقشار ضعیف و کم در آمد کشور را شکسته و زندگی را برای آنها غیر قابل تحمل کرده است. تورم برنج به 80 درصد حبوبات و لبنیات به 30 درصد رسیده  میوه که جای خود دارد، امروز هم متوجه شدم پودرلباسشویی هم نایاب شده و در بعضی جاها به 4 برابر قیمت فروخته می شود ( پیشنهاد می شود مردم از این پس بجای  پوشیدن لباسهای سفید و روشن  لباسهای تیره و سیاه بپوشند تا کثیفی لباسشان پیدا نباشد)           

در مورد بخش مسکن هم نه تنها قیمت مسکن مهار نشده بلکه داشتن مسکن برای اکثر افراد جامعه یک رویای دست نیافتنی شده شاید بعد از گذشت 30 سال از انقلاب دوباره شاهد حلبی آبادها و زاغه نشینی ها باشیم، (چاره ای نیست وقتی کسی نتواند با این وضعیت اقتصادی اتاقی کوچک برای خود اجاره کند مجبور است آلونکی برای خود درست کند و در آن به زندگی !! ادامه دهد.)

جالب اینجاست که وقتی گوجه فرنگی در بهمن ماه امسال در آرژانتین گران می شود 4 بار در تیتر اخبار رسانه ملی اعلام می شود اما در گرانی های اخیر هیج خبری از رسانه ملی پخش نشد و درد دل مردم انعکاس داده نشد.( شاید در محله رسانه ملی ها همه چیز ارزان باشد ما که نمی دانیم)

خبر دیگر اینکه خاموشی های اخیر بعلت کمبود نیرو بوده و در تابستان امسال به احتمال زیاد در اکثر نقاط کشور روزی چند ساعت خاموشی خواهیم داشت.(از همین حالا به فکر باد بزن های دستی باشید چون ممکن است نایاب شود)

غزلي در نتوانستن

از دستهاي گرم تو

كودكان توأمان آغوش خويش

سخنها مي توان گفت

غم نان اگر بگذارد

                        * * *

نغمه در نغمه در افكنده

اي مسيح مادر اي خورشيد

از مهرباني بي دريغ جانت

با چنگ تمامي ناپذير تو سرودها مي توانم كرد

غم نان اگر بگذارد

                     * * *

رنگها در رنگها دويده

از رنگين كمان بهاري تو

كه سراپرده در اين باغ خزان رسيده برافراشته است

نقشها مي توانم زد

غم نان اگر بگذارد

                     * * *

چشمه ساري در دل و آبشاري در كف

آفتابي در نگاه و فرشته اي در پيراهن

از انساني كه تويي

قصه ها توانم كرد

غم نان اگر بگذارد

زنده یاد شاملو

 


چهارشنبه 1387/03/08 |
 

خلیج همیشه فارس

 

امروز دهم ادریبهشت روز ملی خلیج قارس است، خلیج همیشگی فارس که این روزها به خاطر تغییر نامش به نام موهن خلیج عربی در گوگل،خیلی سروصدا کرد. به همین منظور برنامه هایی هم از صدا و سیما پخش شد، نقشه های قدیمی و کتاب های قدیمی جفرافیا که نام خلیج فارس در آنها ذکر شده  بود در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شد تا اینها همه ثابت کند که خلیج فارس همیشه به همین نام بوده (فارس Persian Gulf)

ولی متاسفانه فقط در چنین مواقعی است که بعضی ها  از جمله صدا و سیما  به یاد پیشینه ایران عزیزمان می افتند و نیم نگاهی به تاریخ کهن این سرزمین باستانی می اندازند و از اسناد و مدارک بدست آمده آن دوران طلایی به عنوان شاهد و مدرک استفاده می کنند و گرنه باید دوران ایران باستان را کلا از تاریخ ایران حذف کرد. چنین سیاست هایی باعث شده که فیلم های موهنی چون 300 ساخته شود و اجانب جرات یابند به تاریخ و شعور یک ملت توهین و بی احترامی کنند.

 با  خود می اندیشم هیچ بعید نیست ملتی یا قومی پیدا شود و تخت جمشید ، پاسارگاد، بیستون و.... را جزو آثار و پیشینه تاریخی خود بداند ، شاید آن موقع بعضی ها به خود بیایند.

همانطور که می دانیم کشور همسایه ترکیه شاعر گرانقدر مولانا را ار کشور خود می داند، برایش همایش می گیرد، کارت پستال و تمبر چاپ می کند اما ما چه کرده ایم؟

خدا را شکر می کنم  که آرامگاه حافظ ، سعدی و فردوسی و ... در داخل مرزهای ایران کنونی است و گرنه...


سه شنبه 1387/02/10 |
 

زندگی در خوانسار

اخیرا دو تا از دوستان دوران دانشگاه را در دنیای مجازی پیدا کردم و با خبر شدم که هردوی آنها در شغل های مورد علاقه و متناسب با استعداد و توامندیهایشان مشغول به کار هستند، البته آنها در شهرهای بزرگ زندگی می کنند و زمینه برای اشتغال آنها فراهم هست، متاسفانه در شهرهای کوچک بدلیل نبود امکانات، ادارات و شرکت ها امکان فعالیت و اشتغال برای جوانان وجود ندارد. به  همین  دلیل  من هم بعد از فارغ التحصیلی و زندگی در خوانسار نتوانستم شغل مناسبی پیدا کنم و مشغول به کار شوم این امر باعث شده که بیشتر اوقات احساس دلمردگی کنم. متاسفانه از لحاظ رفاهی و تفریحی هم خوانسار از هر حیث محروم است. البته در شش ماه اول سال بدلیل مساعد بودن آب وهوا و سرسبزی طبیعت جایی برای گردش می توان پیدا کرد اما شش ماه دوم سرمای خشک و خشن بر شهر کوهستانی خوانسار حاکم هست، البته برای کسانی که زندگی در آرامش و دور از هیاهو و پویایی را دوست دارند خوانسار جای بسیار خوبی است.

. اگر همین شهر کناری ما گلپایگان هم نبود وتعدادی از نیروهای خوانساری را در شرکت ها  و کارخانجات خود استخدام نمی کرد شاید همین جمعیتی را که امروز خوانسار دارد همین هم نداشت وخوانسار تبدیل به یک شهر سالمندان می شد. البته هستند جوانانی که به دلیل عشق به شهر و موطن خود و خدمت گذاری به مردم در خوانسار سکنی گزیدند تا به آبادانی و پیشرفت شهر خود کمک کنند به امید روزی که همه به آرزوهای  کوچک و بزرگ خود برسند و هیچکس احساس یاس و نا امیدی در زندگی خود نداشته باشد.


سه شنبه 1387/02/03 |
 

اشتباهی

عید نوروز امسال با عید سال های پیش این تفاوت را داشت که میلاد با سعادت پیامبر رحمت و مهربانی و میلاد امام جعفرصادق (ع) در آن واقع شده بود و جشن ملی و باستانی ما بوی معنوی و مذهبی به خود گرفته یود،در نتیجه مردم و مخاطبین صدا و سیما انتظار برنامه های شادتر و جذاب تری را از صدا و سیما داشتنداما متاسفانه این امر میسر نشد و برنامه های امسال نسبت به سال های گذشته از شادی و طراوت کمتری برخوردار بودند.گویا مدیران صدا و سیما به این نتیجه رسیدند که شادی و خوشحالی بینندگان امکان دارد در ایام تعطیلی کار دستشان بدهد، البته از نظر من سریال مردهزار چهره توانسته لحظاتی خنده را به لب بینندگان بیاورد اما در واقع این سریال نمایش مشکلات و معضلات جامعه امروز ماست که بعضی مدیران و مسوولین اشتباهی بعضی پست ها و شغل های مهم را اشغال می کنند و چون استاد جو گیر شدن هستند و از تمجید و تشویق دیگران خرسند می شوند به اشتباهی بودن خود اعتراف نمی کنند و دردهای مردم ما با پزشکان اشتباهی درمان نخواهد شد.  

 


یکشنبه 1387/01/18 |
 
لیلا قریب


helen79839@yahoo.com

 

موضوعات

خاطرات

عکس

شعر

پزشکی و سلامت

مادرانه

همسرانه

کودکانه

نقد

 

پيوندهاي روزانه

تصویر مدارک دانشگاهی سید محمد خاتمی

ژورنال

مدل بافتنی

 

مطالب اخير

مهریه

فرار از زندان

سال نصف شد

من هستم

سکوت

برگشتم

دلم می خواد

موجودی به نام لولو!!

ما ایرانی ها

شوخی با رییس جمهور... سفر به اصفهان

 

آرشيو مطالب

هفته اوّل آبان 1388

هفته سوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته اوّل شهریور 1388

هفته اوّل مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته سوم اردیبهشت 1388

هفته دوم اردیبهشت 1388

هفته چهارم فروردین 1388

هفته سوم فروردین 1388

هفته چهارم اسفند 1387

هفته دوم اسفند 1387

هفته اوّل اسفند 1387

هفته سوم بهمن 1387

هفته اوّل بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته سوم دی 1387

هفته دوم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته چهارم آذر 1387

هفته دوم آذر 1387

هفته اوّل آذر 1387

هفته چهارم آبان 1387

هفته دوم آبان 1387

هفته اوّل آبان 1387

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387

هفته چهارم شهریور 1387

هفته سوم شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته اوّل مرداد 1387

هفته سوم تیر 1387

هفته اوّل تیر 1387

هفته چهارم خرداد 1387

هفته سوم خرداد 1387

هفته دوم خرداد 1387

هفته چهارم اردیبهشت 1387

هفته دوم اردیبهشت 1387

هفته اوّل اردیبهشت 1387

هفته چهارم فروردین 1387

هفته سوم فروردین 1387

 
 

پيوند ها

یادداشت (همسرم خسرو)

طنزهای ارمغان

تمام آنچه دوست میدارم

یادداشت های یک حقوقدان

لاله اشک خوانسار

زن بودن

کاکتوس

جوان امروز

آهوي وحشي

میثم سعادت

آستانه چه خبر؟

یاری یول

حمید جلالی

درد شیرین

کمش

ماهک و نگار

طرز پخت غذاهای گیلانی

 

امکانات جانبی

RSS 2.0